طرح جامع سرمايهگذاري كه در نشريه «مناقصهمزايده» در مورد استاني كردن سرمايهگذاريهاي بينالمللي ارايه شد، اولين بار توسط استان همدان صورت اجرايي به خود گرفت: همايش يكروزه سرمايهگذاري بينالمللي در همدان در حالي گشايش يافت كه ميتوان آن را براي تمام استانها، حتي شهرستانها و روستاها عملي ساخت. مفهوم اين امر، آن است كه تمام سرمايهگذاران فراركرده و يا مهاجرت كرده و يا انتقال مكان داده، بدون تغيير محل زندگي، حاصل دسترنج خود را به زادگاهشان ارسال دارند. فرآيند اين انتقال، بسيار پيچيده و هميشگي بوده است؛ يعني تمامي انسانها در طول تاريخ كه مهاجرت نمودند، هرگز از زادگاه خود رويگردان نشدند؛ زيرا علايق دوران كودكي هرگز از ذهن انسان پاك نميشود. اين علايق به صورتهاي گوناگون خود را نشان ميدهد؛ مثلاً ما شاهد هستيم اولين كاري كه كارگران فصلي يا كارگران مهاجر انجام ميدهند، جمعآوري دستمزدها و ارسال آن براي اقوام ميباشد؛ يعني همه ميدانند كه يك كارگر افغاني كه در ايران كار ميكند، همه مشغله ذهنياش اين است كه كمتر خرج كند و بيشتر پسانداز كرده و آن را به افغانستان بفرستد. همينطور كارگران ايراني كه به دبي يا ژاپن ميروند، نه به خاطر علاقه آنها به چشم باداميهاست، بلكه به خاطر علايق دوستي و حبّ وطن است و هدف آنها، جمعآوري هرچه بيشتر سرمايه و بازگشتن پيروزمندانه به ايران است. البته ممكن است اقامتها يا ازدواجهايي هم صورت پذيرد، ولي همه آنها به خاطر ايران است؛ يعني مهاجر ايراني ميخواهد بگويد استعداد او اين كارها را انجام داده است و اگر در ايران شناخته ميشد هرگز چنين كاري نميكرد؛ لذا مرحله دوم سرمايهگذاري موردنظر ما از اين انگيزه بهره ميجويد، يعني ايرانياني كه سرمايه خود را از ابتدا به ايران و همشهريها و بستگان خود فرستادهاند كه موضوعي از دست رفته است و نه اينكه نتوان براي آن برنامهريزي كرد، ولي بيشتر هدف دسته دوم مهاجران هستند كه بهخاطر احساس تحويلنگرفتگي، در خارج از كشور به سرمايه و مال و منالي رسيدهاند. لذا با حركت همايشگونه استاني يا شهرستاني ميتوان به آنان يادآوري كرد، قدر شان شناخته و مقدمشان گرامي است.
قوميتگرايي هميشه براي يك ملت تهديد محسوب ميشود، ولي اين امر ميتواند تبديل به يك فرصت شود. به لحاظ تئوريك در موارد اختلافانگيز تنها راه وحدت گرايش به پراگماتيسم يا عملگرايي است؛ لذا در اينگونه موارد، بهترين راه، حل مشكل قوميتگرايي و دعوت آنان به سرمايهگذاري رقابتي است. عرق ملي و قومي هركس براي اين منظور مانند يك موتور محرك مالي و اقتصادي عمل ميكند. از همايشهاي بينالمللي كه در همايش بينالمللي ايرانيان خارج از كشور در سالن اجلاس سران الگوبرداري ميشود و نمونه آن در استان همدان انجام شد، ميتوان براي تمامي قوميتها رونق اقتصادي، سودآوري، اشتغال و رفاه به بار آورد. البته قوميتگرايي در نظريات اسلامي هيچگاه تهديد محسوب نميشود؛ زيرا اسلام با يك تئوري ساده اين موضوع را حل و فصل نموده است؛ آنجا كه فرموده است: «الاسلام وطن المسلم؛ وطن يك مسلمان، اسلام است» هرجا اسلام باشد، همانجا وطن اوست و يا وقتي ميفرمايند: «انما اكرمكم عندالله اتقاكم»؛ قبل از آن ميفرمايد اصل و ريشه همه انسانها به يك زوج اوليه برميگردد؛ حضرت آدم جد انسان و حضرت حوا، جده همه انسانها است. اختلاف در زبان و رنگ پوست و امثال آن فقط براي شناسايي يكديگر است و اين فرمول بسيار ساده و قابل فهم است كه چون همه شبيه هم باشند، امكان شناسايي ويژگيهاي فردي هركس مقدور نيست؛ لذا همانطور كه هركس براي خود شخصيت مستقلي قايل است، ظاهر او نيز بايد چنين باشد؛ بنابراين سياه و سفيد بودن، ترك و فارس شدن يا امثال آن ريشه در وحدت بشري دارد؛ مثلاً سرخپوستان در افسانههاي خود ميگويند خداوند 4 خمير (گل) درست كرد و آنها را در كوره گذاشت. اولي را كه درآورد، هنوز خوب نپخته و آزموده نشده بود و سفيد مانده بود! دومي كمي پخت و زرد شده بود، سومي را كه آورد، سرخ شده بود؛ محو تماشاي اين بود كه چهارمي يادش رفت و سياه سوخته شد! مسلماً اقوام زرد يا سياه هم براي برتري نژاد خود افسانهها خواهند داشت، اما همه اينها عامل تخريب نبايد باشد، اقوام بر يكديگر برتري ندارند و همه با هم يكسان هستند و تنها باتقواترين آنها نزد خدا محبوب هستند. يكي از روشهاي تقوي هم سود رساندن به ديگران است. «بهترين شما كسي است كه براي مردم سودآورتر و مفيدتر باشد»: جمله پيامبر اسلام(ص) است كه ميتواند استراتژي سرمايهگذاري و سودآوري را براي مردم تعيين كند.
بنزين يك مسأله يا يك اكازيون براي سرمايهگذاري
نقطه ضعفهاي شخصي هيچگاه بر خود انسان آشكار نيست؛ ولي دشمن همه آنها را شناسايي ميكند تا بتواند از آن در مواقع لازم براي ضربه زدن استفاده كند. ملت ايران پس از انقلاب اسلامي ايران حيات دوبارهاي يافت. در اين تجديد حيات، يك تجديد حيات جهاني هم بود؛ افتوخيزها شروع شد و مانند طفلي كه راه رفتن را ميآموزد، دوران جديدي از پويندگي و بالندگي آغاز گرديد. زخمهاي اوليه انقلاب اسلامي مانند شهادت بزرگاني چون شهيد بهشتي و مطهري و رجايي و... بسيار زود و به موقع شروع شدند و جاي آن را ايدئولوگها و دانشمندان جديد گرفتند و كتابهاي زيادي در حوزه انديشه نوشتند و ياد اين اساتيد را زنده و گرامي داشتند؛ اما در زخم دوم، جوانان برومند اين مرز و بوم به مصاف دشمن تا دندان مسلح رفتند و در مسلخ عشق جام شهادت نوشيدند، ولي باز جاي آنها را در عرصه فنآوري و علم و دانش، دانشمندان انرژي هستهاي گرفتند. كساني كه در يك دانشگاه و با يك رشته تحصيلي در آن شروع به كار كردند و هنري و علمي آفريدند كه دوست و دشمن لب به ستايش آنان گشودند؛ اما امروزه اوباما ميخواهد تغيير را ايجاد كند و او نميخواهد از راه زخم وارد كردن بيايد، زيرا ديده است هر زخمي بر اين نهال تازهرس به زودي خوب شده و تنه تناوري را به بار مينشاند. امروز سياستمداران غربي مطالعات وسيعي را براي انحراف فكري و اخلاقي اين جوانان آغاز كردهاند و تصور ميكنند كه اين جوانان برومند، همان جوانان خودشان هستند كه در دام افتاده و اقدام به مصرف مواد مخدر و مشروبات ميكنند؛ آخر سر هم يا در كنار خيابان ميميرند و يا خودشان را از بالاي پلها و ساختمانها به زير مياندازند؛ آنها در واقع مرگ اين ملت را نشانه رفتهاند و اين مرگ را از جوانان و نوجوانان شروع كردهاند، ولي ميبينيم با تمام كاهش قيمتها و افزايش عرضه آن همه خلاف، جوانان همچنان بالابلند و سروقامت ايستادهاند.
نمايشگاه غذاي حلال
ساليانه در مالزي، غذاي حلال به نمايش در ميآيد و هر سال پرشكوهتر ميشود و نقش ايران و جوانان صنعتگر ايراني برجستهتر ميشود و اين نشان ميدهد مردم دنيا روندي را آغاز كردهاند تا از مصرف غذاي غيرحلال دوري جسته و به مصرف مواد حلال روي بياورند. بنابر نظريه كارشناسان اين گرايش نه تنها در بين مسلمانان افزايش يافتند، حتي در بين غيرمسلمانان نيز در حال زياد شدن است؛ چه آنان معتقدند غذاي حلال، همان غذاي سالم است كه انسانهاي برومند و بلندهمت به جامعه تحويل ميدهد. اكنون بحران جهاني در واقع يك فرصت بزرگ است، زيرا مردم از مصرف مواد قبلي به مصرف مواد جديد روي آوردند. توليدكنندگان مواد گذشته كه اغلب مواد غيرحلال از قبيل مواد مخدر، مشروبات، سيگار و... بود، در حال از دست دادن بازار خود و رفتن به كام نابودي هستند و اين بحران است براي آنان، ولي در عوض مسلمانان بازار يك ميليارد و نيمي خود را بر روي كالاهايي باز ميكنند كه حلال باشد و سيستم توليدي جديدي را بنا مينهند. اين روند در ايران شتاب بيشتري دارد و مردم در دوران انقلاب اسلامي با خراب كردن مشروبفروشيها و بستن كابارهها اين حركت را آغاز كردند و امروز به انتهاي آن نزديك شدهاند. اكنون دشمن هيچ كالايي ندارد كه بتواند آن را عرضه كند و به ناچار به سراغ كالاهايي چون بنزين ميرود. كنگره آمريكا در ادامه، سياستهاي تيمي خود را در اين سي ساله اخير تصويب نموده كه فروش بنزين را به ايران تحريم كنند؛ اما غافل از آن است كه اولاً اين يك فرصت براي ايران است، زيرا 80 درصد از درآمد نفت، صرف خريد اين ماده آتشزا ميشود و با سهميهبندي كردن آن، ميتوان آن را كاهش داد و پول آن را صرف ايجاد پالايشگاه بنزين نمود؛ علاوه بر اينكه گازسوز نمودن خودروها به سرعت در حال افزايش است، اما از همه مهمتر اينكه فكر خلاق ايراني بهزودي شگفتي جديدي ميآفريند و آن اين است كه كاري خواهد كرد تا اين تهديد هم مانند بقيه تهديدها به فرصت تبديل شود. به طور مثال: حضور پرثمر رهبر معظم انقلاب اسلامی در کردستان، امید پیشرفت و آبادانی بیشتر این سرزمین است.
سيد احمد حسيني ماهيني
© کپی رایت توسط : Monagheseh (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .