Monagheseh - Content  مناقصه مزایده

          
  Hello Anonymous!

منوي اصلي
· صفحه اول
· قوانین
· لينك ها
· مقالات
· موضوعات
· معرفي به دوستان
· نقد و بررسي
· نظرسنجي ها
· آرشيو مطالب
· انجمن هاي گفتگو
· ارسال اخبار
· اشتراک پستی
· بهترينهاي سايت
· بورس
· جستجو
· دریافت فايل ( آرشيو جدید )
· دریافت فايل ( آرشيو قدیم )
· درباره ما
· صفحه شخصي
 
جستجو


 
شاخه ها
· تمامی شاخه ها
· كاريكاتور
· مناقصات ار
· اخبار
· اخبار شهرد
· سخن اول
· شهرداری
 

ليست مقالات
تعداد شاخه ها: 4 عدد
تعداد مقالات: 244 عدد 1: تأثير قيمت‏گذاري خدمات بانكي (381) 
[دفعات مشاهده : 129 بار]
 2: نقش نذورات در تخريب اقتصادي (381) 
[دفعات مشاهده : 124 بار]
 3: دولت‌ها چگونه شعاع دايره فقر را افزايش مي‌دهند؟(380) 
[دفعات مشاهده : 129 بار]
 4: باربري در مناقصه و مزايده (378) 
[دفعات مشاهده : 146 بار]
 5: اصلاح فرهنگ نادرست مصرف‌گرایی (373) 
[دفعات مشاهده : 155 بار]
 6: مقدار مصرف: (372) 
[دفعات مشاهده : 160 بار]
 7: شبه دولتي چيست؟ 
[دفعات مشاهده : 123 بار]
 8: الگوی صحيح مصرف از نگاه دين(1) (370) 
[دفعات مشاهده : 162 بار]
 9: شركت‌هاي زنجيره‌اي مناقصه‌گران! (369) 
[دفعات مشاهده : 200 بار]
 10: عاطل‌كاري در مناقصه‌ها (367) 
[دفعات مشاهده : 164 بار]
 11: بازار لباس در ايران (366) 
[دفعات مشاهده : 135 بار]
 12: نرخ بهره در بانكداري ايران(363) 
[دفعات مشاهده : 144 بار]
 13: توجه به رويكردهاي بيمه‌اي در اصلاح ساختار تأمين اجتماعي (359) 
[دفعات مشاهده : 147 بار]
 14: هرم مشتري: خلق مشتريان پرسود و ارائه خدمت به آنان (357) 
[دفعات مشاهده : 158 بار]
 15: مهاجرت، دلايل و راه‌حل‌ها(355) 
[دفعات مشاهده : 164 بار]
 16: صادرات غير نفتي و مشكلات صادركنندگان (354) 
[دفعات مشاهده : 168 بار]
 17: رابطه سرمايه اجتماعي با حكمراني و اثرات آن (352) 
[دفعات مشاهده : 172 بار]
 18: پديده بورس؛ بالنده يا ميرا (351) 
[دفعات مشاهده : 174 بار]
 19: هزينه‌هاي سنگين مقاومت در مقابل تغييرات (349) 
[دفعات مشاهده : 163 بار]
 20: طالبانيسم، حلقه آخر قيام نفتي (348) 
[دفعات مشاهده : 177 بار]
 21: عامل اصلي بحران مسكن (347) 
[دفعات مشاهده : 212 بار]
 22: استفاده بهينه از سالن اجلاس سران(344) 
[دفعات مشاهده : 173 بار]
 23: خريد وفروش بدون پول نقد يا نقطه پاياني سكه و اسكناس 
[دفعات مشاهده : 189 بار]
 24: استفاده بهينه از سالن اجلاس سران (344) 
[دفعات مشاهده : 184 بار]
 25: سرمايه‌گذاري خارجي يا پول‌شويي(343) 
[دفعات مشاهده : 203 بار]
 26: گداخانه‌اي به نام آمريكا(342) 
[دفعات مشاهده : 208 بار]
 27: توسعه منابع انسانييا سازمان مرده (341) 
[دفعات مشاهده : 207 بار]
 28: بازار كاغذ (339) 
[دفعات مشاهده : 207 بار]
 29: دموكراسي در فضاي فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) (338) 
[دفعات مشاهده : 196 بار]
 30: پايان اقتصاد جنگي آمريكا (337) 
[دفعات مشاهده : 192 بار]
 31: تابستان داغ و اقتصاد سفري (336) 
[دفعات مشاهده : 215 بار]
 32: اوپك گازي و چالش‌هاي پيش رو (335) 
[دفعات مشاهده : 197 بار]
 33: آكادمي مبارزه با مواد‌مخدر (332) 
[دفعات مشاهده : 211 بار]
 34: بازار‌هاي جديد پولي و مالي (331) 
[دفعات مشاهده : 214 بار]
 35: راه نجات اقتصاد اروپا(328) 
[دفعات مشاهده : 219 بار]
 36: همه مردم ایران متخصص هستند(325) 
[دفعات مشاهده : 216 بار]
 37: در جستجوي الگوي مصرف مناسب (322) 
[دفعات مشاهده : 239 بار]
 38: تئوري‌هاي نوين سرمايه‌گذاري (321) 
[دفعات مشاهده : 242 بار]
 39: مناقصه و مزایده 
[دفعات مشاهده : 250 بار]
 40: قوميت‌گرايي، پتانسيل سرمايه‌گذاري (318) 
[دفعات مشاهده : 223 بار]
 41: دغدغه‌هایی که با 80 هزار تومان رفع می‌شود! (317) 
[دفعات مشاهده : 221 بار]
 42: باز‌سازی اقتصاد ایران تنها با تعقل ممکن است (314) 
[دفعات مشاهده : 208 بار]
 43: جامعه كارگري و خصوصي‌سازي (312) 
[دفعات مشاهده : 227 بار]
 44: تعریف، مبانی، انواع و مدیریت تعارض (311) 
[دفعات مشاهده : 240 بار]
 45: اجرا مهم است (310) 
[دفعات مشاهده : 243 بار]
 46: چالش‌هاي مالياتي در آمريكا (308) 
[دفعات مشاهده : 245 بار]
 47: مناقصه و انتخابات (307) 
[دفعات مشاهده : 241 بار]
 48: اولویت‌های رییس دولت بعدی (306) 
[دفعات مشاهده : 283 بار]
 49: مناقصات مخفي در ورزش (304) 
[دفعات مشاهده : 251 بار]
 50: گروه 2 چيست؟(302) 
[دفعات مشاهده : 247 بار]
 
مطالب قبلي
Monday, November 02
· نظام نوین مالیاتی توسعه می‌یابد
· کالاهاي متروکه در بندر امام خميني
· برگزاري سومين نشست پژوهشي هنرهاي تجسمي در س
· برگزاري سمينار ملي تخصصي مديريت مصرف آب در ص
· برگزاري سمينار ملي تخصصي مديريت مصرف آب در ص
· كشف 7 كيلو هروئين فشرده از ساك‌دستي مسافر اف
· نيروگاه رامين، نايب قهرمان مسابقات كارگري ا
· اختتاميه دومين دوره مسابقات فوتبال ساحلي بن
Friday, October 30
· مناقصه‌ دوم نفتي عراق11و 12 دسامبر
· مناقصات بلاروس و شركت‌هاي ايراني
· مناقصه ساخت تسهيلات نفت و گاز ترش آسماري
Friday, October 23
· سخن اول (378)
· مزايده اپراتور سوم بايد دوباره برگزار شود
· حمايت از حريم خصوصي در مكان خصوصي
· دومين سمينار اجراي قانون مناقصات برگزار مي
· معرفي برنده مناقصه 21 روز بعد
· ارتباط تك‎به‎تك
· اظهار تأسف از عدم تأسیس بانک مزایده و مناقصه
· شبه‌دولتي‌ها زير ذره‌بين كميسيون اصل 44
· رييس سازمان توسعه تجارت اعلام کرد
· از سوي مركز پژوهش‌هاي مجلس اعلام شد؛
· سخن اول (376)
· حضور سهامداران حقيقي در بازار پررنگ شده است
· ه- نحوه پرداخت، بابت تغييرات قرارداد
· فرصت‌ها و چالش‌هاي صنايع ريلي ايران
· قرار گرفتن اسناد مناقصه در قبال پرداخت 100 دل
· كنترل بازار با آغاز هدفمند شدن يارانه‌ها
· شبه‌دولتي‌ها زير ذره‌بين كميسيون اصل 44
· رييس اتاق بازرگاني ايران:
· توجيه مؤثر

مطالب قدیمی تر
 
بازار‌هاي جديد پولي و مالي (331)





مناقصه و مزایده

بازار سرمايه و پول، در جهان معمولاً بر‌اساس سه پايه بانك، بيمه و بورس بنا شده است؛ يعني هركس تمايل دارد مالي را كسب كند يا سرمايه‌اي را به‌دست آورد، يكي از اين راه‌ها را انتخاب كند. بانك، مجموعه‌اي از سپرده‌هاي مردم است كه برخي از آنها، سپرده‌هاي ديداري و برخي نيز سپرده‌هاي غير‌ديداري است كه مجموعاً حساب‌هاي پس‌انداز، جاري و امثال آن را تشكيل مي‌دهد. در اين بحث، يعني سپرده‌ها، علامت خاصي وجود دارد كه بانك را از ساير منابع پولي جدا مي‌كند و آن اين‌كه سپرده چه به صورت ديداري يا غير‌ديداري، تعلق به بانك ندارد؛ يعني بانك نمي‌تواند خود را مالك آن بداند و صاحب‌سپرد هر‌گاه تمايل داشته باشد، مي‌تواند تمام يا بخشي از آن را مطالبه و بدون هيچ شرطي دريافت نمايد؛ اما در بيمه اين سپرده‌ها به‌صورت زماني دچار انتقال مالكيت مي‌‌شوند؛ شخص براي يك سال حق بيمه مبلغي را مي‌پردازد؛ در ابتداي قرارداد، اگر آن را لغو كند، ممكن است تمام پول خود را دريافت كند، ولي به‌ محض گذشت مدتي از اين قرارداد، به نسبت قابليت دريافت آن كاهش مي‌يابد و در انتها، كل مبلغ به دارايي و درآمد بيمه منتقل مي‌شود. عكس قضيه بيمه، در بورس مطرح است؛ يعني مالكيت اوراق بها‌دار، سندي است كه شخص معادل سپرده خود را از صاحبان اوراق مطالبه مي‌كند و غالباً با گذشت زمان، اين مبلغ افزايش مي‌يابد؛ يعني شخص اقدام به سپرده‌گذاري مي‌كند تا افزايش دارايي داشته باشد. اما مشكلات از اينجا آغاز مي‌شود كه تعاريف دقيق مورد اتفاق همه، چه در تئوري و چه در عمل واقع نمي‌شود؛ مثلاً در تعريف ارايه شده‌ي فوق، ما شاهد يك تقسيم كار هستيم يا در واقع، حد و مرز هر كدام از آنها ترسيم شده است و معلوم است؛ اما در عمل ما مي‌بينيم كه بانك‌ها كار بيمه و بورس را انجام مي‌دهند و يا بيمه به دنبال تأسيس بانك و اخذ سپرده‌هاي ديداري است و يا در بورس، با تشكيل شركت‌هاي سرمايه‌گذاري يا بازار دست دوم و يا فرابورس، به دنبال انجام عملياتي شبيه بانك‌ها هستند! بورس همان‌گونه كه از نام آن پيدا است، مركز آزاد مبادلات اوراق بها‌دار است؛ يعني به‌جاي اين‌كه كالا را در آنجا بياورند و بفروشند، كالا يا مواد اوليه يا ساختمان در جاي خود واقع شدند و فقط برگه‌ها يا حواله‌ها جا‌بجا مي‌‌شود؛ مثلاً بزرگ‌ترين بازار بورس جهان، بازار نفت است كه ما شاهديم نفت در داخل چاه‌ها يا پالايشگاه‌ها هستند، ولي شش ماه جلو‌تر، خريداري مي‌شود و برگه آن دست به‌دست مي‌شود؛ اما اين كار ممكن است ضرر داشته باشد يا سود، و سرمايه‌گذاران هميشه به‌دنبال سود هستند و زمينه زيان يا ضرر را ندارند و لذا به دنبال راهي هستند تا سود خود را از خطر دور نگه دارند و از اين‌رو، به سراغ تشكل‌هايي مي‌روند كه ريسك را به حداقل برساند و سود مناسبي را به آنان بپردازد و اين، همان كار بانك‌ها است؛ يعني شخص به‌جاي سرمايه‌گذاري، در واقع سپرده‌گذاري مي‌كند تا سود مشخصي را به اصطلاح بازار‌هاي پولي و مالي، بدون ريسك Risk Free)) به‌دست آورند و از ضرر و زيان به‌دور باشند. شاخص ريسك (Index of Risk)، يكي از عوامل مهم تفاوت بانك و بورس، مسأله ريسك يا خطر‌پذيري است. ريسك و سود، داراي همبستگي مثبت هستند؛ يعني هر‌گاه ريسك بالا باشد، سود هم بالا است و اگر سود كم باشد، ريسك كم‌تري هم دارد. فرض كنيد شما يك ميليون ريال سرمايه داريد و مايليد آن را به كار انداخته و به‌سرعت زيادش كنيد؛ در اين صورت، سود شما بايد بالا باشد. گاهي تقاضا براي سود آن‌قدر بالا است كه با كلمه «برابر» به جاي «درصد»، از آن نام مي‌برند؛ مثلاً اگر سود مورد انتظار شما، 20 درصد باشد، طبيعي است كه بايد يك سال صبر كنيد؛ اگر هيچ اتفاقي نيافتد، دويست هزار ريال سرمايه شما افزايش يابد، ولي معمولاً هيچ‌كس اين همه صبر و انتظار ندارد؛ لذا غالباً درخواست دو برابر شدن سرمايه خود در عرض يك‌سال و يا شش ماه و يا سه ماهه هستند! و اين يعني چند برابر شدن در طول سال! اگر هر سه ماه، درخواست دوبرابر شدن داشته باشيم، در پايان سال، 16 برابر خواهد شد و حال اگر بانكي ادعا كند كه سود روز‌شمار مي‌دهد؛ معني‌اش همين است؛ فرضاً اگر سود 20 درصد باشد و هر روز بخواهيم سود آن را حساب كنيم، با نرخ 20 درصد سود روز‌شمار، بعد از 8 روز دو برابر و بعد از 10 روز، 6/2 برابر مي‌شود! حال بانك‌ها چرا دروغ مي‌گويند، معلوم نيست! زيرا سود روز‌شمار، اصلاً امكان‌پذير نيست، چون هر روز شما، يك سرمايه‌گذاري با مجموع اصل و فرع ديروز است! درخواست چنين سود‌هاي رويايي در عمل ممكن نيست و لذا مي‌بينيم همه مردم خواستار آن هستند و هيچ‌كس هم به آن دسترسي پيدا نمي‌كند؛ فقط از فضاي به‌وجود آمده، اقتصاد سالم ضربه مي‌خورد و مردم به جاي توليد و صنعت، به محاسبه و ارقام روي مي‌آورند و بعد هم وقتي به نتيجه نمي‌رسند، يا خودكشي مي‌كنند و يا ديگر‌كشي! البته بانك‌ها در توجيه اين تبليغات عجيب، سود را سالانه حساب مي‌كنند و روزانه به حساب مي‌ريزند! و اين يك كلاه‌برداري آشكار است. غير از اين بانك‌ها، يك ادعاي ديگر هم دارند كه مي‌گويند سود ما، بدون ريسك است؛ يعني سپرده‌گذاري در بانك، تغيير ماهيت داده و به سرمايه‌گذاري تبديل مي‌شود و سرمايه‌گذاري هم اخته شده و ريسك آن گرفته مي‌شود و تبديل به نزول مي‌شود. طي دو مرحله، جهش زير‌بنايي صورت مي‌گيرد و تعريف‌هاي انجام‌شده، زير سؤال مي‌رود. درست مثل اين‌كه ما قواعد بازي را خودمان تعريف و بيان كنيم، بعد هم هيچ‌كدام را قبول نكنيم. بورس، بانك و بيمه دچار اين سردرگمي بزرگ هستند و نتيجه آن هم، ورشكستگي بدون بازگشت اين سيستم است؛ زيرا سيستم بانكي تعريف نشده يا غلط تعريف شده با فريب مردم از طريق معرفي استاندار‌د‌هاي بانكي و عمل به غير‌استاندارد‌ها، داراي حجم عظيم نقدينگي كه متعلق به خودش نيست، مي‌شود و درست زماني كه اين «حباب» دچار ضربه مي‌شود، همه چيز از دست خواهد رفت. مثلاً كافي است يك روز همه سپرده‌گذاران سپرده‌هاي خود را از بانك مطالبه كنند. همه مي‌دانند چه اتفاقي مي‌افتد. اصل اوليه بانك‌داري كه پس دادن بي‌قيد و شرط سپرده‌ها است، باعث تخريب كامل بنيان سيستم بانكي مي‌شود و بانك‌ها، نه تنها قادر به پرداخت سپرده‌هاي مردم به‌صورت نقدي نخواهد بود، بلكه حتي سرمايه و ساختمان‌هاي آنها هم نمي‌تواند جواب‌گو باشد.

چرا بانك‌ها تبديل به بانك مي‌شوند؟

بيمه‌ها، نهادي هستند كه تضمين‌كننده سرمايه‌گذاري محسوب مي‌شوند؛ يعني وقتي كسي سرمايه خود را بيمه مي‌كند، مبلغي به عنوان حق بيمه پرداخت مي‌كند تا در مواقع ضرر و زيان، بيمه آن را جبران كند؛ چه‌ بسا ممكن است ضرر و زياني نباشد و چه ‌بسا، ضرر و زيان بيشتر از حق بيمه شود؛ لذا سازمان‌هاي بيمه‌اي با توجه به تجارب گذشته خود، مبلغي حق بيمه را تغيير مي‌دهند تا هم هزينه‌هاي خود را پوشش دهند و هم خسارت‌ها را پرداخت نمايند و هم سود‌آوري براي سهام‌داران خود داشته باشند؛ اما بيمه‌ها هم به مرور دچار اين سردرگمي مي‌شوند كه بايد سرمايه خود ار افزايش دهند و رساندن سود به سهام‌داران اولويت اول مي‌شود. يعني اهداف بيان‌شده براي مردم، جاي خود را به اهداف اصلي، يعني سود‌آوري مي‌دهد. مردم انتظار جبران خسارت دارند، كاركنان انتظار حقوق بالا دارند، سهام‌داران هم انتظار سود بيشتر و سازمان‌هاي بيمه‌اي به ترتيب از اهداف اول به سوم شيفت مي‌كنند. يعني ابتدا اين مردم تبليغ مي‌كنند كه سازمان بيمه‌اي هستند كه خسارت مردم را در مواقع آتش‌سوزي، حوادث، دزدي و غيره تأمين مي‌كنند؛ ولي بعداً مجبور مي‌شوند به كاركنان خود رسيدگي كنند و در نهايت، چون تصميم‌گيرندگان اصلي، سهام‌داران هستند، اهداف خود را پياده مي‌كنند. علت اين‌كه اين حركت، به صورت متناوب يا مرحله‌اي و فاز به فاز انجام مي‌شود، اين است كه در ابتدا، پول يا سرمايه‌اي وجود ندارد؛ لذا بايد با تبليغات از مردم پول گرفت. جذب نقدينگي مردم، با هر شيوه تبليغاتي، مجاز به‌شمار مي‌رود. پس از جذب نقدينگي، كاركنان تصور مي‌كنند مالك اين نقدينگي هستند؛ لذا درخواست وام، حقوق بالا و اضافه كار و يا امثال آن مي‌نمايند و شركت تهديد مي‌شود كه در صورت ندادن، ممكن است حمايت مردمي را از دست بدهد و كسي نباشد كه كار‌ها را پي‌گيري كند. پس از رسيدگي به كاركنان، صداي سهام‌داران در مي‌آيد كه سرمايه‌گذار اصلي و طراح اين بازي، آنها بوده‌اند، ولي سودشان كمتر از كاركنان است؛ لذا نقدينگي به سود تبديل و توزيع مي‌شود و نهايتاً شركت بيمه، ورشكسته شده و وبال گردن دولت مي‌گردد.

بورس‌ها چگونه ازاله مي‌شوند

ازاله و يا زايل شدن نقش اصلي يك سازمان يا نهاد، به مرور صورت مي‌گيرد؛ به‌نحوي كه تا لحظه نابودي و بحران، اين موضوع مخفي مي‌ماند و يا مخفي نگه داشته مي‌شود. به‌طور مثال، همان‌طور كه بيان شد، بورس مراكز آزاد مطالعات با پذيرش ريسك در سرمايه است؛ اما خواهيم ديد ابتدا به بانك شدن تغيير ماهيت داده و در نهايت، به شكل سازمان بيمه عمل مي‌كنند و نقش خود را كاملاً استحاله و نابود مي‌كنند؛ ظاهراً اتاق بورس مجموعه‌اي از كارگزاران بورس و يك تابلو و بعد هم پيشخوان خريد و فروش سهام است.. هركس پولي دارد، به بورس مراجعه مي‌كند و با توجه به نرخ سهام و احتمال سود‌آوري آن، سهامي را خريداري و با خود مي‌برد و منتظر سود سالانه مي‌ماند؛ اما در طول زمان، همه اينها تغيير جهت مي‌دهد. با تحليل هريك از كاركرد‌هاي فوق، مي‌توان به علت اين تغييرات پي برد: به طور طبيعي شما كه پول داريد، مايليد اين پول را سرمايه‌گذاري كنيد تا بيشتر شود، نه آنكه كم‌تر شود و يا نابود شود. از اين‌رو، مجبور به مراجعه به متخصص هستيد. متخصصين هم با اخذ دستمزد‌هاي متفاوت، راهنمايي‌هايي ارايه مي‌دهند كه ممكن است به سود‌آوري كمك كند و ممكن است نكند؛ لذا هزينه‌اي بدون درآمد براي خريدار سهام ايجاد مي‌شود. اگر حتي آموزش بيشتر ادامه يابد، باز هم تأثيري بر سودآوري نداشته و ممكن است اگر بدون آموزش هم اقدام مي‌شد، به همان نتيجه مي‌رسيد؛ زيرا كارخانه يا شركت كه به آموزش ما وابسته نيست كه چون ما آموزش ديده‌ايم، كارخانه سود بيشتري بدهد؛ چراكه سود‌آوري، فرآيند خاص خود را دارد. به‌ناچار ما تصميم مي‌گيريم در اين فرآيند دخالت كنيم؛ لذا ابتدا در هيأت مديره شركت مي‌كنيم، بعد رأي هيأت‌ مديره را تغيير مي‌دهيم و آنها را مجبور مي‌كنيم كه حداقل سود معيني را به حساب سهام‌داران بريزند و اين همان، سود بي‌خطر بانكي است؛ يعني اگر ما به‌جاي شركت در بورس، پول خود را در بانك مي‌گذاشتيم هم به همين سود مي‌رسيديم؛ زيرا سود بدون ريسك، طبيعتاً نرخ كم‌تري دارد و با نرخ سود بانك‌ها يكي مي‌شود و اگر همين حداقل سود هم تهديد شود، مجبوريم بيشتر در فرآيند‌ها دخالت كنيم و سود مورد‌نظر را بيمه كنيم! يعني كم‌كم از حالت بورس به بانك منتقل مي‌شويم و از بانك به بيمه مي‌رويم و سود خود را بيمه ‌شده مي‌خواهيم و لذا بورس را به بيمه تبديل مي‌كنيم. اين تبديلات يا تغيير در هدف، نوعي خيانت در امانت و كلاه‌برداري محسوب مي‌شود؛ اما همان‌طور كه مي‌دانيم، قانون تجارت يا قوانين عادي در اين زمينه وجود ندارد و حتي چيزي به‌عنوان غبن كه در اسلام مطرح است، به‌سادگي قابل اثبات نيست. لذا مي‌بينيم مفاسد مالي و اقتصادي در ابعاد بسيار كوچك قابل اثبات است؛ اما در ابعاد بسيار بزرگ، به‌دليل ذاتي و عرضي، قابل اثبات نيست؛ لذا كليه فاسدان مالي و اقتصادي، با گردن ‌فرازي به جرم خود ادامه مي‌دهند. ذات جرم مالي، همان نا‌مشخص بودن و يا تبديل شده است؛ مثلاً يك فرد انقلابي يا يك فرد قدرت‌مند، از اين سوابق خود براي پيشبرد مقاصد مالي استفاده مي‌كند و ميليارد‌ها دلار يا ريال به تطميع يا به زور از مردم مي‌گيرد. ضوابط عرضي هم اين است كه قدرت، خود مايه فساد است؛ يعني اگر كسي آفتابه‌دزدي كند، آفتابه او را ضميمه پرونده مي‌‌كنند، ولي يك انقلابي اگر از سوابق خود براي زر‌اندوزي استفاده كند، جز وجدان مردم؛ كسي نمي‌تواند آن را اثبات كند.

سيد احمد حسيني ماهيني









© کپی رایت توسط : Monagheseh (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 2009-07-05 (214 مشاهده)

[ بازگشت ]

Access Denied