Monagheseh - Content  مناقصه مزایده

          
  Hello Anonymous!

منوي اصلي
· صفحه اول
· قوانین
· لينك ها
· مقالات
· موضوعات
· معرفي به دوستان
· نقد و بررسي
· نظرسنجي ها
· آرشيو مطالب
· انجمن هاي گفتگو
· ارسال اخبار
· اشتراک پستی
· بهترينهاي سايت
· بورس
· جستجو
· دریافت فايل ( آرشيو جدید )
· دریافت فايل ( آرشيو قدیم )
· درباره ما
· صفحه شخصي
 
جستجو


 
شاخه ها
· تمامی شاخه ها
· كاريكاتور
· مناقصات ار
· اخبار
· اخبار شهرد
· سخن اول
· شهرداری
 

ليست مقالات
تعداد شاخه ها: 4 عدد
تعداد مقالات: 244 عدد 1: تأثير قيمت‏گذاري خدمات بانكي (381) 
[دفعات مشاهده : 129 بار]
 2: نقش نذورات در تخريب اقتصادي (381) 
[دفعات مشاهده : 124 بار]
 3: دولت‌ها چگونه شعاع دايره فقر را افزايش مي‌دهند؟(380) 
[دفعات مشاهده : 129 بار]
 4: باربري در مناقصه و مزايده (378) 
[دفعات مشاهده : 146 بار]
 5: اصلاح فرهنگ نادرست مصرف‌گرایی (373) 
[دفعات مشاهده : 154 بار]
 6: مقدار مصرف: (372) 
[دفعات مشاهده : 159 بار]
 7: شبه دولتي چيست؟ 
[دفعات مشاهده : 123 بار]
 8: الگوی صحيح مصرف از نگاه دين(1) (370) 
[دفعات مشاهده : 162 بار]
 9: شركت‌هاي زنجيره‌اي مناقصه‌گران! (369) 
[دفعات مشاهده : 199 بار]
 10: عاطل‌كاري در مناقصه‌ها (367) 
[دفعات مشاهده : 164 بار]
 11: بازار لباس در ايران (366) 
[دفعات مشاهده : 135 بار]
 12: نرخ بهره در بانكداري ايران(363) 
[دفعات مشاهده : 144 بار]
 13: توجه به رويكردهاي بيمه‌اي در اصلاح ساختار تأمين اجتماعي (359) 
[دفعات مشاهده : 147 بار]
 14: هرم مشتري: خلق مشتريان پرسود و ارائه خدمت به آنان (357) 
[دفعات مشاهده : 157 بار]
 15: مهاجرت، دلايل و راه‌حل‌ها(355) 
[دفعات مشاهده : 164 بار]
 16: صادرات غير نفتي و مشكلات صادركنندگان (354) 
[دفعات مشاهده : 167 بار]
 17: رابطه سرمايه اجتماعي با حكمراني و اثرات آن (352) 
[دفعات مشاهده : 171 بار]
 18: پديده بورس؛ بالنده يا ميرا (351) 
[دفعات مشاهده : 174 بار]
 19: هزينه‌هاي سنگين مقاومت در مقابل تغييرات (349) 
[دفعات مشاهده : 163 بار]
 20: طالبانيسم، حلقه آخر قيام نفتي (348) 
[دفعات مشاهده : 177 بار]
 21: عامل اصلي بحران مسكن (347) 
[دفعات مشاهده : 211 بار]
 22: استفاده بهينه از سالن اجلاس سران(344) 
[دفعات مشاهده : 173 بار]
 23: خريد وفروش بدون پول نقد يا نقطه پاياني سكه و اسكناس 
[دفعات مشاهده : 189 بار]
 24: استفاده بهينه از سالن اجلاس سران (344) 
[دفعات مشاهده : 184 بار]
 25: سرمايه‌گذاري خارجي يا پول‌شويي(343) 
[دفعات مشاهده : 203 بار]
 26: گداخانه‌اي به نام آمريكا(342) 
[دفعات مشاهده : 207 بار]
 27: توسعه منابع انسانييا سازمان مرده (341) 
[دفعات مشاهده : 206 بار]
 28: بازار كاغذ (339) 
[دفعات مشاهده : 207 بار]
 29: دموكراسي در فضاي فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) (338) 
[دفعات مشاهده : 195 بار]
 30: پايان اقتصاد جنگي آمريكا (337) 
[دفعات مشاهده : 192 بار]
 31: تابستان داغ و اقتصاد سفري (336) 
[دفعات مشاهده : 215 بار]
 32: اوپك گازي و چالش‌هاي پيش رو (335) 
[دفعات مشاهده : 197 بار]
 33: آكادمي مبارزه با مواد‌مخدر (332) 
[دفعات مشاهده : 211 بار]
 34: بازار‌هاي جديد پولي و مالي (331) 
[دفعات مشاهده : 214 بار]
 35: راه نجات اقتصاد اروپا(328) 
[دفعات مشاهده : 219 بار]
 36: همه مردم ایران متخصص هستند(325) 
[دفعات مشاهده : 216 بار]
 37: در جستجوي الگوي مصرف مناسب (322) 
[دفعات مشاهده : 238 بار]
 38: تئوري‌هاي نوين سرمايه‌گذاري (321) 
[دفعات مشاهده : 241 بار]
 39: مناقصه و مزایده 
[دفعات مشاهده : 249 بار]
 40: قوميت‌گرايي، پتانسيل سرمايه‌گذاري (318) 
[دفعات مشاهده : 223 بار]
 41: دغدغه‌هایی که با 80 هزار تومان رفع می‌شود! (317) 
[دفعات مشاهده : 221 بار]
 42: باز‌سازی اقتصاد ایران تنها با تعقل ممکن است (314) 
[دفعات مشاهده : 208 بار]
 43: جامعه كارگري و خصوصي‌سازي (312) 
[دفعات مشاهده : 226 بار]
 44: تعریف، مبانی، انواع و مدیریت تعارض (311) 
[دفعات مشاهده : 238 بار]
 45: اجرا مهم است (310) 
[دفعات مشاهده : 243 بار]
 46: چالش‌هاي مالياتي در آمريكا (308) 
[دفعات مشاهده : 245 بار]
 47: مناقصه و انتخابات (307) 
[دفعات مشاهده : 241 بار]
 48: اولویت‌های رییس دولت بعدی (306) 
[دفعات مشاهده : 282 بار]
 49: مناقصات مخفي در ورزش (304) 
[دفعات مشاهده : 251 بار]
 50: گروه 2 چيست؟(302) 
[دفعات مشاهده : 246 بار]
 
مطالب قبلي
Monday, November 02
· نظام نوین مالیاتی توسعه می‌یابد
· کالاهاي متروکه در بندر امام خميني
· برگزاري سومين نشست پژوهشي هنرهاي تجسمي در س
· برگزاري سمينار ملي تخصصي مديريت مصرف آب در ص
· برگزاري سمينار ملي تخصصي مديريت مصرف آب در ص
· كشف 7 كيلو هروئين فشرده از ساك‌دستي مسافر اف
· نيروگاه رامين، نايب قهرمان مسابقات كارگري ا
· اختتاميه دومين دوره مسابقات فوتبال ساحلي بن
Friday, October 30
· مناقصه‌ دوم نفتي عراق11و 12 دسامبر
· مناقصات بلاروس و شركت‌هاي ايراني
· مناقصه ساخت تسهيلات نفت و گاز ترش آسماري
Friday, October 23
· سخن اول (378)
· مزايده اپراتور سوم بايد دوباره برگزار شود
· حمايت از حريم خصوصي در مكان خصوصي
· دومين سمينار اجراي قانون مناقصات برگزار مي
· معرفي برنده مناقصه 21 روز بعد
· ارتباط تك‎به‎تك
· اظهار تأسف از عدم تأسیس بانک مزایده و مناقصه
· شبه‌دولتي‌ها زير ذره‌بين كميسيون اصل 44
· رييس سازمان توسعه تجارت اعلام کرد
· از سوي مركز پژوهش‌هاي مجلس اعلام شد؛
· سخن اول (376)
· حضور سهامداران حقيقي در بازار پررنگ شده است
· ه- نحوه پرداخت، بابت تغييرات قرارداد
· فرصت‌ها و چالش‌هاي صنايع ريلي ايران
· قرار گرفتن اسناد مناقصه در قبال پرداخت 100 دل
· كنترل بازار با آغاز هدفمند شدن يارانه‌ها
· شبه‌دولتي‌ها زير ذره‌بين كميسيون اصل 44
· رييس اتاق بازرگاني ايران:
· توجيه مؤثر

مطالب قدیمی تر
 
توسعه منابع انسانييا سازمان مرده (341)





مناقصه و مزایده

در حاشيه سمينار منابع انساني منابع انساني يعني نيروي كار و مديريت و طراحي متدلوژي يك شركت يا يك مؤسسه و يا حتي در سطح كشور و جهان، تابع مقررات طبيعي است و آن اين كه اگر درجا بزند مانند گنداب يا مرداب از بين مي‌رود ولي اگر توسعه يابد و در حال حركت و تحول باشد، همانند درياها در ميان امواج خروشان خود، منبع عظيمي از مواد غذايي جهان را توليد مي‌كند و مركز حيات موجودات بسياري مي‌شود. لذا برخي‌ها معتقدند توسعه، تحول، پيشرفت، ذاتي يك سازمان است، يعني اگر سازماني داراي توسعه يا تحول و يا تغييرات به سوي تعالي و تكامل نباشد، سازمان مرده يا مؤسسه منجمد شده تلقي مي‌شود. اما اگر برنامه توسعه داشته باشد و خود را در معرض تحولات قرار دهد، به عنوان يك عنصر پويا و متحرك و زنده و شاداب در جامعه مطرح است. امروزه متخصصان مديريت در بخش منابع انساني، تنها راه توسعه منابع انساني را در آموزش مي‌بينند و معتقدند با آموزش مي‌توان تخصص و مهارت نيروها را افزايش داد و در نهايت به بهره‌وري بالاتر و بازده بيش‌تر دست يافت. مثلاً فرق بين يك نيروي كار ماهر و نيروي كار ساده در همين است. نيروي كار ساده فراوان است، در همه جا مي‌توان آن را يافت، كارگر ساده از شدت فراواني به وضوح قابل رؤيت است، بر سر هر چهارراه يا كوي و برزن مي‌توان تجمع اين كارگران ساده را هر روز صبح مشاهده كرد. اما اين كارگران ساده از دو طريق به كارگران ماهر تبديل ‌مي‌شوند: يكي در اثر مرور زمان و تجربه كاري و با كندي روند يادگيري و ديگري با آموزش مهارت‌ها از طريق علمي، مؤسسات آموزش صنعتي و حرفه‌اي كه چون مجموعه آموزش‌هاي حرفه‌اي خلاصه تجربيات ساليان دراز بشري است لذا بسته‌هاي آموزشي به سرعت مي‌توانند در بازآموزي مهارت مؤثر باشند. اين آموزش‌ها در مقاطع و زمان‌ها و در واقع پكيج‌ها يا بسته‌هاي گوناگوني عرضه مي‌شوند. ابتدايي‌ترين آموزش براي هر مهارت كاري، خواندن و نوشتن است. زيرا كسي كه خواندن و نوشتن بداند مي‌تواند بدون حضور در كلاس نيز آموزش لازم ببيند و مهارت آن را فرا گيرد. اما انسان بي‌سواد ممكن است دراثر تكرار امري آن را فرا بگيرد اما هميشه درگيري ذهني او مانع پيشرفت بيشتر او مي‌شود و در نقطه‌اي متوقف مي‌شود. اين آموزش‌ها به عهده دولت‌ها گذاشته شده و قوانين اساسي كشورها، آموزش‌هاي ابتدايي را اجباري خوانده و آموزش‌هاي متوسطه را بعضاً اختياري دانسته‌اند. مهارت خواندن، نوشتن، محاسبات اوليه و آشنايي با كامپيوتر، اينترت و امثال آن، جزو پايه‌هاي اوليه مهارت فني و حرفه‌اي امروز است. مثلاً يك محقق به سرعت مي‌تواند از طريق اينترنت، اطلاعات مورد نياز خود را به دست آورد در حالي كه كساني كه به اين پديده آشنايي ندارند، شايد نتوانند به اين اطلاعات دست يابند و يا براي دستيابي به آن، زمان زيادي را از دست بدهند. محاسبات اوليه حتي در مسايل شخصي انسان نيز مورد نياز است؛ براي خريد لوازم، پرداخت پول، دريافت از بانك و امثال آن كه جزو ضروريات زندگي است، بدون سواد و محاسبات نمي‌توان اقدام كرد. برخي دولت‌ها، آموزش‌هاي پايه را به طور كلي اجباري دانسته‌اند و برخي آموزش‌هاي مهارتي، يعني فني و حرفه‌اي را نيز اجباري و ضروري مي‌دانند. در برخي سيستم‌هاي آموزشي، اعتقاد به بازآموزي نظري به مدت طولاني است، يعني فرد تا درجه دكترا فقط نظريه‌ها را مطالعه مي‌كند، مانند دوره فيزيك نظري يا فلسفه و اديان و غيره، اما برخي لازم مي‌دانند وارد عمل نيز بشوند لذا دوران كارآموزي، دوران بازآموزي و يا دوران كارورزي و يا طرح را مطرح مي‌كنند و در واقع پس از يك دوره طولاني نظري، به سراغ ارتباط آن با زندگي، صنعت، توليد و اشتغال مي‌روند. دلايل طولاني شدن آموزش‌هاي نظري آموزش هاي نظري خيلي مورد توجه نيستند و معمولاً كسي تمايل ندارد تا آخر عمر به آموزش‌هاي نظري بپردازد. مثلاً يك معلم رياضي چه مي‌كند؟ رياضيات را به دانش آموزان خود ياد مي‌دهد تا آنان نيز به نوبه خود به دانش آموزان خود ياد دهند، در واقع مي‌توان گفت از زمان يونان باستان، يعني زمان اقليدس، فيثاغورث و امثال آن نسل اندر نسل، كارشان يادگيري و ياددهي رياضيات و دوران بازآموزي آن در كلاس‌هاي تقويتي، آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها فقط يك دور باطل يا دور تسلسل بوده است؛ ما رياضي ياد مي‌گيريم تا آن را به ديگران ياد بدهيم. اما با تمام مبارزاتي كه با طولاني شدن دوره آموزش‌هاي نظري صورت مي‌گيرد، اين روش معمول است و هر روز بيش‌تر مي‌شود. دلايل عمده آن عبارتند از: 1- نبود امكانات براي آموزش‌هاي عملي يا در واقع فني و حرفه‌اي، نياز به ابزار، لوازم و امكانات است. يك كارگاه آهنگري، ساختماني، اتومبيل و يا يك لابراتوار شيمي، آزمايشگاه فيزيك و امثال آن از از اولين نيازهاي يك آموزش كاربردي يا عملي و تخصصي است در حالي كه براي رياضيات محض، يا ادبيات و تاريخ و فلسفه و امثال آن يك كتاب و يك استاد كافي است! طوري كه مي‌توان غير حضوري نيز آنان را آموزش داد. گسترش دانشگاه‌هايي چون دانشگاه پيام نور يا دانشگاه‌ها و مدارس ديجيتالي يا مكاتبه‌اي هم از اين روش استفاده مي‌كنند. علوم رياضي محض، علوم تجربي و علوم انساني در صورتي كه امكانات آموزشي كم باشد، به سرعت رشد مي‌يابند و بالا مي‌روند و لذا كساني كه اين آموزش‌ها را مي‌بينند در اثر تداوم تئوري‌ها به خيال پردازي، غير‌ واقعي بودن تمام امور مبتلا مي‌شوند و نقش جامعه‌پذيري خود را از دست مي‌دهند و به عبارت ساده‌تر در پيدا كردن شغل به بن‌بست مي‌رسند. 2- كمبود شغل: وجود محدوديت‌ها براي استخدام و لزوم كاهش دستمزدها و يا افزايش آن، دوران آموزش‌هاي نظري را افزايش مي‌دهد؛ به عبارت ديگر پدران در گذشته براي كارهاي كشاورزي خود از فرزندان استفاده مي‌كردند اما دولت‌ها برنامه‌اي ريختند تا فرزندان به مدرسه بروند و در روند طولاني آموزش تا 20 يا 30 سالگي شركت نمايند و از اين طريق راه براي استخدام كارگران بزرگ‌تر فراهم شد و اشتغال مولد بيش‌تر شد. گرچه هنوز هم از كودكان زير 18 سال يا 15 سال كار مي‌كشند و بسياري از آنان به دليل گرفتاري‌هاي مالي و خانوادگي ناچارند مدرسه را رها كرده در مزارع و كارخانجات مشغول كار شوند ولي روند برنامه‌ريزي بر كار گريزي است و دانش آموزان و دانشجويان در سراسر جهان تعهد مي‌سپارند كه تمام وقت، تحصيل نمايند و از اشتغال به كار منع مي‌شوند. در برخي كشورها تا درجه دكترا، شخص از اشتغال منع مي‌شود و اگر خدمت سربازي شخص را هم محاسبه كنيم كه باز يك دوران غير مولد است. تقريباً مي‌توان گفت تا سن 28 يا 30 سالگي، افراد از كاركردن منع ميَ‌شوند و اگر بيكار باشند، جزو آمار بيكاران محسوب نمي‌شوند و اين به معني حذف و خروج بخش اعظمي از نيروي كار از بازار ‌كار و آمادگي بازار ‌كار براي پرداخت دستمزدهاي بالاتر و تخصصي‌تر. 3- سومين دليل علاقه انسان به امور ماورائي، متافيزيك و عقلاني است. بشر در ذات خود تنبل و كم كار است و اگر بتواند درآمدي داشته باشد كه به سركار نرود، اين كار را ترجيح مي‌دهد، لذا دريافت شهريه يا وام و يا كمك هزينه تحصيلي براي انسان، كافي است تا او را قانع كند، نيازي به اشتغال و يا داشتن تخصص حرفه‌اي ندارد. طبيعي است انساني كه 28 يا 30 سال زندگي خود را چنين بگذراند بعد از آن نيز در تطابق خود با محيط دچار مشكل مي‌شود؛ لذا مي‌بينيم ضريب همبستگي بين درآمد و تحصيلات منفي است، يعني كساني كه درآمد بيش‌تري دارند به واسطه ترك تحصيل است و ادامه تحصيل باعث دوري آنان از بازار‌ كار مي‌شود. توسعه منابع انساني از طرق ديگر آموزش تنها راه توسعه منابع انساني نيست و اين امري است كه بايد مورد توجه مديران شركت‌ها و مؤسسات مالي واقع شود. زيرا ممكن است افرادي آموزش‌هاي سطح بالايي هم داشته باشد ولي توانايي كاربرد آن را نداشته باشد و يا اصلاً در محيط كاري، محل ظهوري نداشته باشد. چه بسا پزشكاني كه در سياست، موفق عمل كرده‌اند و چه سياستمداراني كه در ساخت و ساز، خوب رشد كرده و چه مهندساني كه در پزشكي خود را نشان داده‌اند. اين امر به دلايل زيادي صورت مي‌گيرد: 1. متغير بودن بشر 2. عدم كشف استعدادها در موقع مناسب و ادامه ندادن آن 3. تظاهر انسان‌ها به موضوع واحد در حالي كه به آن علاقه‌اي ندارند 4. عدم امكان انتخاب رشته تحصيلي مناسب يعني بشر ممكن است در كودكي به پزشكي علاقه داشته باشد ولي وقتي وارد مدرسه مي‌شود با ديدن رفتار معلمان دوست داشته باشد، معلم شود ولي در سن جواني به دليل نياز به مسايل مالي و تشكيل خانواده به شغل‌هاي پست تن در دهد. مسافركشي معلمان، ساخت و ساز پزشكان، سياستمداري مهندسان چيزي است كه همه شاهد آن هستند، در واقع انسان‌ها در طول زندگي خود، آموزش‌هاي متفاوتي مي‌بينند. در ابتدا آموزش اجباري خواندن و نوشتن، در اواسط آن آموزه‌هاي تئوريك، موقعي كه وارد اجتماع مي‌شوند، آموزش‌هاي تجربي و بالاخره براي انتخاب شغل بايد آموزش‌هاي ويژه ببيند! هيچ كس به ياد ندارد كه تمامي آموزه‌هاي او در تمامي زندگي‌اش مورد نياز باشد بلكه هميشه براي هر دوره از زندگي خود لازم بوده و آموزش‌هايي را ولو مختصر ولو با هزينه زياد ببيند. مثلاً پزشكي كه ساختمان ساز شده است و در واقع براي ساختمان‌سازي آموزش ديده، ممكن است اين آموزش او كلاسيك نباشد، فقط از طريق دوستي با چند معمار يا مهندس و بساز و بفروش اين اطلاعات را كسب يا روش كاري آنان را ياد گرفته باشد. لذا در توسعه منابع انساني بايد وجدان كاري، اخلاق انساني و استعدادها و بينش‌ها، ارزش‌هاي اجتماعي و فردي هم مد نظر باشند. ممكن است كسي سال‌ها درس مديريت بخواند، تئوري‌هاي مديريت را به طور كامل حفظ باشد ولي قدرت اداره يك كارخانه يا مدرسه را نداشته باشد. اين البته تقصير آموزش‌هاي اوست. اما ممكن است اصلاً اعتقاد به اين كار نداشته باشد، يعني اصلاً جاه طلبي، زور گفتن، ديگران را به كاري وادار كردن و حتي رييس شدن را دوست نداشته باشد. اين مجموعه ارزش‌هاي فردي هر‌كس است. كسي كه دكتراي پزشكي دارد اما طبابت نمي‌كند، او به اين امر اعتقاد ندارد. از نظر اين پزشك، پزشكي يعني بيمار را به دروغ فريفتن و او را دچار بيماري‌هاي زياد نشان دادن و از ترس اين بيمار، سوء استفاده كردن و جيب خود را پر كردن! يا كسي ممكن است استاد علوم بازرگاني باشد، تجارت، قانون تجارت، حقوق آن را كاملاً حفظ باشد ولي اصلاً به تجارت دست نزند، زيرا از نظر او تجارت يعني قورباغه را رنگ كردن و به جاي فولكس واگن به مردم غالب كردن؛ يا كسي كه دكتراي روانشناسي دارد، وقتي وارد محيط كاري مي‌شود، ممكن است اين حس به او دست بدهد كه تمام روانشناسان، خودشان رواني هستند! اين‌ها تصورات و ارزش‌هاي شخصي هستند كه نقش آموزش‌ها را به طور كلي و يا به مقدار زيادي بيهوده مي‌سازند. در حالي كه عكس اين موضوع هم اتفاق مي‌افتد. افراد، وجدان كاري داشته باشند، خود به خود آموزش هم مي‌بينند؛ لازم نيست براي بازآموزي، كاركنان را در يك جلسه يك هفته‌اي گرد آورند و بعد بدون اين كه آنان حضور داشته باشند، گواهينامه حضور به آنان بدهند و ارتقاي شغلي هم داشته باشند. وجدان كاري باعث مي‌شود شخص در مسير تجربه و مطالعه و تحقيق و پژوهش قرار گيرد و حتي در كلاس‌هاي آموزشي به طور دقيق شركت كند و ساعات كاري خود را محل تحقيق و افزايش دانش و آموزش آن به ديگران قرار دهد. اخلاق انساني او را وادار مي‌كند در مقابل حقوق دريافتي، كاري كه مورد انتظارات است انجام دهد و تخصص خود را توسعه دهد و انساني وارسته باشد. توسعه به معني واقعي انساني بايد باشد. سيد احمد حسيني ماهيني









© کپی رایت توسط : Monagheseh (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 2009-07-23 (206 مشاهده)

[ بازگشت ]

Access Denied