مناقصه و مزایده
مهاجرت يعني آمدن از روستا به شهر و مقيم شدن در آن. برخي از نظريههاي كلگرا در سطح كلان به بررسي اين موضوع پرداختهاند، ولي به دليل ضعف بيان، نتيجهي مطلوب به دست نيامده است. به همين دليل بررسي اين پديده تلاش و كوشش انديشمندان را ميطلبد.
بايد توجه داشت نابرابري بين شهر و روستا امري قديمي است. در حالي كه مهاجرت امري جديد است و رشد اين دو پديده، همگام و موازي نيست؛ به صورتي كه نابرابري تقريباً ثابت و يكنواخت و مهاجرت فزاينده و پرشتاب است.
يكي از علل مهاجرت اين است كه جمعيت در روستا افزايش مييابد، در حالي كه مساحت زمينهاي كشاورزي ثابت است و كشاورزي در بيشتر روستاها به صورت سنتي رواج دارد. اين موضوع باعث ميشود تا تعادل بين جمعيت روستا و سطح موجود توليدات به هم بخورد، توليد نتواند جوابگوي نيازهاي روستاييان باشد و بيكاري در روستا در سطح وسيعي به وجود آيد. بنابراين عدهاي بناچار مجبور به ترك روستا ميشوند. عده باقيمانده در روستا با وجود بيكاري فصلي و پنهان زندگي ميكنند.
براي حل اين مشكل ميتوان از نظر اقتصاددان آلماني، شوماخر بهره گرفت كه معتقد بود: "كوچك، زيباست."
او در خصوص استراتژياش تأكيد ميكرد: "مهمترين مشكل كشورهاي جهان سوم، بيكاري و افزايش جمعيت به شهرهاست، لذا برنامهها و سياستهاي صنعتي بايستي در راستاي كاهش بيكاري و بهبود وضعيت اكثر مردم قرار گيرد."
با توجه به اين نظر، ايجاد بنگاههاي كوچك زودبازده توليدي از جمله، حوضچههاي پرورش ماهي، مرغداري و گوسفندداري ميتواند در بالا بردن توليدات روستا و جلوگيري از بيكاري اثربخش باشد.
ايجاد سازماني مركزي با عضويت و سرمايهگذاري روستاييان، بخش خصوصي و دولت براي ساماندهي تهيه مواد اوليه دامي و كشاورزي، جمعآوري و بستهبندي و درجهبندي محصولات و ارسال به مراكز عرضه و توليد شهري، ايجاد بانك ويژه، تخصيص يارانهها به بخش توليد محصولات كشاورزي و دامي، حمايت دولت از احياي اراضي توسط بخش خصوصي و اصلاح سيستمهاي آبياري ميتواند رشد توليد را به دنبال داشته باشد و تعادلي بين جمعيت و توليد در روستا برقرار نمايد و همچنين باعث كاهش بيكاري در روستا و جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهر شود.
دليل ديگر مهاجرت، شكاف موجود بين حيات اقتصادي- اجتماعي جامعهي روستايي و همچنين الگوي نوين تحرك اجتماعي در آن است. هر چه اين شكاف بيشتر و هر چه مؤسسات آموزشي به خصوص در مقاطع بالاي تحصيلي در رشتههاي غير مرتبط با زندگي روستاييان توسعه يابد، امكان مهاجرت بيشتر ميشود.
براي حل اين مشكل بايد به ايجاد فضاهاي تفريحي و آموزشي مناسب با امكانات و نيازهاي روستاييان پرداخت. براي مثال در مناطقي كه روستاييان به اسبسواري علاقه دارند، ميتوان با ايجاد فضاهاي ورزشي مناسب با آن و برپايي مسابقات مربوط به اسبسواري، فضاي تفريحي دلپسندي براي مردم منطقه به وجود آورد.
در مراكز آموزش عالي هر شهر، بايد به نياز روستاهاي اطراف توجه شود. براي مثال وقتي در روستاهاي اطراف شهر، روستاييان بيشتر به دامداري و قاليبافي ميپردازند، بايد در دانشكدههاي آن استان، رشتههاي دامپزشكي و فرش و طراحي تدريس شود و از دانشجويان اين رشتهها تعهد گرفته شود كه به روستاهاي اطراف رفته و خدمت كنند.
اختلاف درآمد بين شهر و روستا دليل ديگر مهاجرت است و هر چه اختلاف درآمد واقعي، در دو مكان بيشتر و امكان دسترسي به شغل با درآمدتر در مقصد مهاجرت بيشتر باشد، امكان مهاجرت بيشتر است.
مايكل تودارو در مورد فقر ديرين جامعه روستايي ميگويد: "هرگونه سياست اقتصادي و اجتماعي كه بر درآمد روستايي و شهري اثر بگذارد، به طور مستقيم و غير مستقيم جريان مهاجرت را تحت تأثير قرار ميدهد."
براي حل اين مشكل ميتوان گفت كه با خريد تضميني محصولات كشاورزي توسط دولت به قيمت مناسب و استفاده از روشهايي كه توليد را در واحد سطح بالا ميبرد و يا هزينه توليد را در واحد كاهش ميدهد، ميتوان اين اختلاف درآمد را كاهش داد و جلوي قسمتي از مهاجرت به شهر را گرفت.
دليل ديگر مهاجرت، عدم حمايت دولت از كشاورزي و وارد كردن توليدات خارجي است كه باعث ركود و ورشكستگي كشاورزان ميشود. انتقال منابع مالي از بخش واردات محصولات كشاورزي و دامداري به بخش توليد اين محصولات به صورت دادن قرضالحسنه و دادن يارانه به كشاورزان و دامداران ميتواند از ركود حاصل شده در اين بخش بكاهد و جلوي مهاجرت بيشتر به شهر را بگيرد.
يكي ديگر از دلايل مهاجرت، خشكسالي است. خشكسالي علاوه بر ضرري كه به بخش كشاورزي وارد ميكند، با توجه به اثري كه روي مراتع ميگذارد، باعث گرسنگي و تشنگي حيوانات و پايين آمدن محصولات دامي ميشود. علاوه بر اينها كمبود آب به پرورش ماهي ضرر ميزند.
مؤثرترين ابزار براي كاهش خسارات ناشي از خشكسالي، اصلاح سيستم آبياري ميباشد. برآورد دقيق آبهاي زيرزميني و سطحي، تغييرات احتمالي اين منابع و انجام محاسبات بيلان آب براي شرايط اقليمي متفاوت، لازم است. به حداقل رساندن رواناب، زهكشي و ايجاد پوشش گياهي و جنگل در قسمتهاي بالايي حوضچههاي آبخيز كه باعث جلوگيري از به هدر رفتن آب و بهبود وضعيت نفوذ آب به خاك ميشود، استفاده از بذرهايي كه نياز به آب كمتري دارند، ميتواند در كاهش خسارات خشكسالي مؤثر باشد.
در برنامههاي چند ساله توسعه، سهم بيشتري از هزينه براي بخش صنعت و معدن صرف شده و سهم كمتري از آن به كشاورزي اختصاص يافته است. همچنين اقدامات عمراني و توسعهاي انجام شده در طول برنامههاي متعدد توسعه نتوانسته است جذابيت لازم را براي نگهداشت جمعيت در روستاها ايجاد كند كه بايد با دوبارهنگري و بررسي برنامههاي توسعهي سالهاي آينده، تدبيرهاي لازم و مناسب براي حل اين مسايل انديشيده شود.
زهرا همايوني
© کپی رایت توسط : Monagheseh (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .